تبليغاتX
سید -ناصرالدین شاه

سید -ناصرالدین شاه


طنز اجتماعی سیاسی


با اتمام بازیهای لیک برتر و با توجه به نظرات مختلف مربیان در  خصوص عدم  نتیجه گیری  و قهرمان  نشدن تیم ها که دلیل  متعددی به غیر از  عوامل فنی داشت برای  بالا رفتن کیفت بازی ها و قهرمان شدن تمام تیم ها  موارد ذیل  پیشنهاد  میگردد.

1-با توجه به اینکه باخت تیم ها  متوجه  ضعف داوری بوده پیشنهاد میگردد  هر تیم برای  خودش از خودش داوری داشته باشد  و برای بازی دو تیم  خودشان برای خودشان تیم  داوری  تعین نمایند .در صورتی که دو  تیم سر تیم داوری به توافق نرسند  هر تیم میتواند داور  خودش را داشته باشد و اخر سر بر سر برنده بودند سکه پرتاب شود.

2-تعین زمان بازیها

با توجه به کلایه اقای  فلانی سر مربی فلان تیم  مبنی بر اینکه زمان بازیهای ما را فدرسیون بد تنظیم کرده و علت شکست ما علاوه بر داوری زمان  بوده  پیبشنهاد  میگردد هر تیم خودش زمان بازی را تعین  کند  زمانی که ما  بچه بودیم این کار را  میکردیم و مثلا به تیم ابوذر میگفتیم که ما شنبه توی فلان میدان حاضریم  اگر انها هم حاضر بودند  می امدند و الا  بازی به روز دیگری موکل  میشد . البته با این روش برای لیک باید  چهل سال در نطر گرفت که به اتمام برسد .

3-یکی از نقاقطی که برای باخت تیم ها اعلام شد بازیکن سالاری بود  در این خصوصیشنهاد میگردد  هر تیم برای  خودش چند نفر بزن بهادر استخدام کند  مانند استخدام جادوگر  که حق و حساب  بازیکن خاطی را کف دستش بگذارد  البته استخدام مربی و سر مربی تنومند و فحش بلد نیز  کار ساز است

َ





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 11:34 روز چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
دسته بندی :

لینک مطلب



تبلیغات قانون مند

ساعت یک نصف شب بود که پیامک  اومد . هراسان از  خواب بیدار شدم و  متن پیامک را  هولکی خواندم  یک بنده  خدای  نوشته  بود  که برای  فلانی  التماس دعا  داریم . با خودم فکر کردم  حتما این  اقا  یا  خانم که  در این هنگامه شب  برایش التماس  دعا شده مریض رو  به موت  است . زودی  وضو گرفتم  و سجاده را باز  کردم ودو رکعت نماز از ته دل  خواندم و  دست هایم را بردم بالا  که آن بزرگوار رو به موت  را دعا  کنم تازه یادم افتاد که متن پیامک را آنقدر با عجله خواندم  نام  کسی که برایش التماس دعا شده  بود را  اصلا  متوجه نشدم  موبایلم را بر داشتم وبار  دیگر  به  دقت پیامک را  خواندم   آخر  پیامک  نوشته شده بود  ستاد  تبلیغات  فلانی !!  جای شما  خالی عجب   ناله و نفرین  کردم  که این  شخص در نیاید  هر چه  خرج  مجلس کرده برای مجلس گردانی  از بین برود . که فرمودند  اذیت  خلق ا... به  حکومت ری  هم  نمی ارزد  چه برسد به یک صندلی  در بهارستان 

بالا  رفتن  که دلیل  نمی شود

برخی از مسئولین  می فرمایند  ما  گرانی را  احساس  نمی کنیم .

این که  گوشت  دو ماه قبل  پانزده هزار  تومان بود  اما  امروز  شده بیست و دو  هزار  تومان گرانی  نیست  ؟ این  بالا رفتن  نشانه  چیست؟ این که  ماکارونی ماش و عدس  قیمتش  چند برابر شده  یعنی  رفته  بالا!  نشانه گرانی  نیست  ؟

  می دانید  مشکل  ما  کجاست ؟ در فرهنگ سیاسیون و اقتصادیون  ما  تعریفی برای  گرانی و بالا  رفتن قیمت  وجود  ندارد مشکل از این  جا  ناشی می شود  به همین  دلیل  است  که برخی  نمی دانند  که  آیا  در  کشور گرانی  هست  یا نیست !!!  

 برخی با خود  فکر می کنند که بالا رفتن  قیمت اقلام ، چیزی مانند بالا رفتن از  درخت ویا بالا رفتن از  نردبان  و یا پله  میباشد  که قاعدتا  این نوع بالا  رفتن نمی تواند  گرانی محسوب  شود و ربطی به گرانی  ندارد  . برخی  دیگر هم با این  گروه هم عقیده هستند  و اعتقاد دارند  که بالا  رفتن هر  چیز  دلیلی   گرانی  آن چیزنیست بلکه  دلیل  تنزل و  کاهش  هم  هست  مانند بالا رفتن پست  ومقام  برخی  ها  که  حقیقتا  تنزلی  برای  جامعه  است .

برخی  می گویند  جرثقیل  هم  بالا می برد ایا  جرثقیل  باعث  گرانی  است ؟هواپیما هم بالا میرودآیا با بالا  رفتن  هواپیما  مسافرین  گرانتر می شوند   .نتیجه اینکه  نمی توان  تنها با بالا  رفتن قیمت   اشیا و اقلام و اجناس  گفت که آن شی و کالا  گران  شده  است و احساس گرانی کرد  . با  این  وصف و توصیف  می بینید  که  گرانی  در  ایران عزیز ما  چندان مفهومی  نمی تواند  داشته باشد وموجب گرانی  نمی تواند  باشد  چرا  که بالا  رفتن قیمت  دلیلی برا ی  گرانی  نیست . دزد  هم از  دیوار  بالا  میرود !!!

 به  این  دلیل  است که  برخی مسئولین  گرانی را  حس  نمی کنند  . البته این تنها   یکی از   دلایل عدم احساس  گرانی میتواند باشد . دلایل مانند  بالا  بودن قدرت  خرید  مسئول  و یا  از  بین  رفتن  احساس  گرانی  مسئول در مرور زمان   هم موثر است  . نتیجه این که 

روی  دریا  خز نشیند   زیر  دریا  گوهر  است

خز  هم بالا  نشسته اما  گران نیست  و گرانی  زمانی  است  که قیمت  ها  بیاید  پائین  پس  مردم  از  پائین  امدن باید  بترسند  نه  از  بالا   رفتن

 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 23:22 روز شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391
دسته بندی :

لینک مطلب



چون یارانه  می گیرم  پس هستم

برای  پیدا کردن  نهنگ  آی مصیبت  کشیدم به دنبال یافتن " حیوان سال " مجبور  شدیم از فیلتر شکن استفاده کنیم و  به سایت های برویم که اگر  مادرمان بفهمد  پدرمان را در  میاورد . آقا من نمی دانم  چرایک  ارکان رسمی  پیدا نمی شود که نام  حیواناتی را  که سال  به نام انها خوانند  می شود را  منتشر  کند شاید یک نفر می خواهد  از روی  خلق و خوی  آن حیوان  طنز بنویسد .

حقیقت مطلب این است که در پیش بینی سال  قبل هم عارض گشتم که اینگاری  این  حیوانات  که تاثیرات  خلق ووخوی آن هر سال در جامعه مشهود می شود  پس و پیش شده اند.  سال 91 سال نهنگ خواهد بود  اما امسال  این اقتصاد نهنگ وار داردهمه دارائی های ما فقیر و فقرا و کارمند و کارگر را می بلعد . من  فکر کنم یکی از این حیوانات شیطنت کرده خودش را  جای دیگری  جا زده است ویا یکی جای دیگری شیفت  ایستاده و همه چیز بهم  خورده است .

واما بعد   هر نسخه که به مهر میر  عالم طنازی فخرنقادی ماغازا نرسیده باشد قلب است و اطمینان بر آن سبک سری را نشان میدهد  حاشا از روی مبارک شما 

 حکمای چین و ما چین  چنین نقل  کنند که  چون نوبت به  سال نهنگ برسد   آب بسیار فراوان شود نه آن آبی که ما طالبیم بلکه آب دیگری که در آب بندی از آن استفاده می شود . و از این حیث آب بندی فروان شود در همه چیز، به شیر  آب  همی ببندند و نام  آن را شیر کم  چرب نهند و  برنامه های فرهنگی را   مجریان  معزز همی آب بندند که برنامه ای باطول نیم ساعت را به غایت  کش،  چنان بکشند که در چهار ساعت  به سر انجام رسد و چون  پنیر  پیتزا  کش بیاید. همی  آب ببندند سریال های  تلویزیونی را  که سی قسمت به هشتاد قسمت به سهل  همی رسد رسیدنی  عجیب و غریب وهمی آب ببندند سرعت اینترنت را  که سرعت به غایت فرود هواپیمای بی  چرخ کاپیتان شهبازی  دیدنی شود الحق والانصاف 

و چون سال نهنگ آغاز شود   به غایت کارتون پیناکیو  هر هفته ده بار از شیکه نمایش و آی فیلم و ...پخش  شود که علت  آن خود می دانید و قصد  ما در این مقال  پخش سریال  پیناکیو نیست .  

و نهنگ حیوانی است  که همه  چیز را یک  جا می بلعد .بر همین خصوصیات او تکیه زده  پیش بینی می کنم  که  حقوق کارمندان در آتی سالی   با توجه به تورم  حاصله از سرعت اقتصادیمان  بلیعده  شود طی دو روز  و کارمند تا آخر ماه از  خرج و مخارج راحت  همی شود  وترافیک به این  جهت  پائین آید وبنزین کم مصرف شود و  از پول آن مترو همی تهیه گردد و در زیر زمین تردد همی آغاز شود  چون مورچگان .

از اوضاع کواکب مجازی که بر برج اینترنت(این ستاره تازه گشف شده ) عالم سیاست را پیش بینی می کنیم  چشم  بسته و می فرمایم که  تحولی  عظیم   فرا خواهد گرفت سیاست را چرا که  احتمال  میدهیم تغییرات فروان را در عرصه مدیریت که قلع و قمع شود  قلع و قمی. " با با معلوم است دیگر شما چرا خودتان را زدید به کوچه علی چپ" خوب فکر کن  اصلا برو اون  تقویم سال نود و یک را بگذار  جلو چشم مبارک و ورق بزن تا برسی  به ...

و اما چون نهنگ نهنگ شود با  خوردن  سایر ماهی ها  احتمال می رود  که اختلاساتی جزئی سیصد  میلیارد ی تکرار شود تا نهنگانی  سر بر آورند  در   عالم اقتصاد  به یک شب که  بزرگی  آنها را  دریاچه ارومیه نه به خاطر خشکی خود بلکه به خاطر  کنده بودن  انها  نتواند  جا بدهد و سیاست  اقتصادی  همان سیاست شناوری  باشد در  دریا تلاطم زده تک نرخی  

واما بعد احتمال  میرود سردی  هوا در زمستان و گرمای آن در تابستان  و امید است  که افرادی بر فرهنگ وهنر شهرو دیار حکم برانند که فرق بین اکران را با  اجرا بدانند و هنر هشتم  از  خود در  "و"نکنند که نهنگ را  هوشیاری  بایدباشد .و مدیران به هنگام ندانستن سوال همی پرسند که سوال پرسیدن عیب نباشد  اما "باره" گذاشتن  عیبی است اشکار

و چون  متولدین در این سال متولد شوندویا دختر باشند  و یا پسرولا غیر !  چون پسر باشند  نوزده سال بعد به سربازی همی روند یک ماه (با توجه به کاهش سالانه سربازی ) و از  دختران  متولد در این سال خواستگاری  همی نمایند و به میمنت  خانه همی  تشکیل  دهند و تا  آن سال  انشا ا.... که خانه از  مهر بستانند و در آن بخزند خزیدنی

 و چون سال نهنگ از راه رسد مردمان را خوشی همی گیرد  که با  شکار نهنگ  دل را  از عزا  در آورند و این همه زهی  خیال باطل  باشد و یک قوچ به قیمت پرایدی نتوان ستاند که نهنگ را  خصلت و خوی بر  کمبودی در اطراف باشد و انشا .. که نهنگ با ما  چنان  نکند که با پدر ژپتو کرد . 

و بدانید که در سال نهنگ نوشابه  گران هیچ نشود  چون غاطبه مردم میدانند که هستند  و نیازی آنها را نباشد که نوشابه سر بکشند و بگویند که  چون نوشابه می خورم  پس هستم  چرا  که مردم  با اخذ  یارانه که عمراش مستدام باد به غایت  چنار هزار ساله  میدانند که هستند  چون یارانه میگیرند و اگر نباشند یارانه نگیرند  .

و چون  سال فرخ مال نود و یک از راه برسد  امید ازدواج  جوانان با این اوضاع هیچ  نمی رود تا  ان  دم که  طلا  ملاک باشد ،هم بر مهریه و هم  خرید طلا از بازار  چرا که  کرور کرور  پول نیاز باشد  برای خرید مثقالی از  آن  مگر  جوانی پیدا  شود که به بدل  راضی شود و مهر به پاره  آجر بستاند که هنوز قیمت  آن بالا  نکشیده است

و امید میرود در سال  آتی وضع و مزاج  مدیران ازآن که  است بهتر شود  چرا که نهنگ را  روغنی باشد شفا بخش مزاج  وسال  91 مبارک  خواهد بر  همگان  چرا  که از دست  نود  خلاص  خواهیم شد  انشا ....

 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 23:7 روز دوشنبه پانزدهم اسفند 1390
دسته بندی :

لینک مطلب



این کاندیدا  مال یک خانم دکتر بوده

تبلیغات زود هنگام  کاندیدها  چند ماهی است که شروع شده . قانون هم برای  این جور  تبلیغات منعی صادر نکرده است.  اصلا تبلیغات رسمی که  که نیست یک نوع مانور برای قانون  گریزی  محسوب می شود !

 همه چیز اتفاقی است اتفاق افتاده  قصد این نبوده که همراه آش تبلیغات هم بشود خانم والده اشتباهی   آش را در این کاسه  کشیده  !

همسایه آش می آورد  آن هم از نوع  نذری با یک وجب روغن رویش ،نوش جان می فرماید . به قدری خوشمزه است "به خاطر همان روغن" که آش کاسه را  تا ته می خوریدعین لپ لپ شناسی ها از  ته کاسه یه چیزی نمایان می شود . اولش فکر می کنیدکه ارم کارخانه سازنده است اما خوب که دقت می کنید  ته کاسه نایلونی نوشته فلانالدوله  آشی کارشناس فلفل قرمز،  انوقت است که شما متوجه  قضیه می شود که  این کاسه آش کارت ویزیت بوده  است کانون تبلیغاتی متحرک  می باشد در حقیقت  شما ناخواسته  مورد هجمه  تبلیغاتی قرار گرفته اید .

 آخر اینکه  نمی شود عزیزم  نمک  را بخورید و نمکدان را بشکنید وبه دیگری رای بدهید .آش بد جوری توی گلویت گیر می کند . فیلم روز ی روزگاری که یادتان هست قلی خان با یک لقمه  مراد بیک را  فریب داد و مرید خودش کرد .

تا دیروز رسم بود برای  مجلس ترحیم تابلو تسلیت می بردنند و امضا تابلو هم نام یک نفر بود مثلا از طرف ماغازا .  اما حال  تابلو تسلیت شده همان کارت  ویزیت  شکل امضا عوض شده اصلا یکی از این ها را با هم بخوانیم . "برادر گرامی جناب آقای وثوق در گذشت پسر عموی دختر دائی برادر زن  حضرتعالی را تسلیت عرض می نمایم .  فلان الدوله  تسلیتی  کارشناس امور محوله

یکی نیست به این بگوید بابا ی همین همسایه وقتی مرد تو نرفتی مجلس ختم حالا برای فامیل درجه دهم میروی !!!

اس ام اس هم که پرت پرت (یک چیز دیگه است شما اون طوریش را بخوانید )میاد و تبلیغ می کند .

 به پیر و به پیغمبر این راهش نیست  اینها را مردم یاد گرفتند  دیگر غول اینها را نمی خورند . باید طرح دیگری بکار ببرید بلکه افاقه کند . یک سری راهکار میگویم برایتان  به کار ببرید اگر رای آوردید دست ما را هم بگیرد والا شما را به خیر ما را به سلامت .

اول : به جای توزیع آش وماش این حرف ها کارت اینترنت وی پی ان دار بدهید  دست مردم  که این روز ها مد تمام محفل  جوان شده است . عذاب وجدان هم نگیرید که بچه مردم شاید برود سایت  غیر اخلاقی  چون همیشه خدا اینترنت  قطع است و یا سرعت  لاک پشت دارد  به غیر چی چی نیوز خودمان هیچ جا نمیشه رفت . اما با دادن کارت  به جوانان  انها احساس خواهند کرد که شما  اوپن هستید و به شما رای خواهند داد .

دوم : معمولا این  زمان ها بنگاهی هابرای گرفتن ماهی از آب  گل الوده   بنگاه خودشان را می کنند  ستاد تبلیغات .چرا؟  برای اینکه این حضرات  اهل معامله هستند . آقا به این بنگاهی ها بسپارید شما را تبلیغ کنند  میدانید که آنها این کار را خوب  بلد هستند .

بنگاهی ستادی اکبر :ببین عزیزم من ، تو به این بابا که من میگم رای بده .  این کاندیدا  مال یک خانم دکتر بوده که صبح میرفته مطب شب می امده اصلا  اکبند است  دست خورده نیست جون تو .قبل کاندیدا توری هم  اصلا کار نکرده عین صفر کیلومتر است به خدا

سوم :آقا عکس خودت را نزن ترا خدا  اخه اون بینی  را صد بار هم عمل کنند باقی مانده اش اندازه  کوه عینالی  میشه!  عکس الن دولن را بده با عکس خودت  قاطی کنند  فتو شاپش  کنند از مخلوط آنها یک چیزی  بیرون میاد  قابل  تحمل اون را بزن . عزیز جان این هم نوعی  اصلاح نژاد  است دیگه  . حالا عکس مخلوط را  بچسبان به در و دیوار  . نه بابا تو هویتت به زور ده تا پارتی برای شورای نگهبان محرز شده تو را از کجا  می شناسند که بگویند این اون نیست . خواهران محترم هم از عکس ابجی جولی استفاده کنند .اره خواهرم تازگی یک نقش بازی کرده محجبه ،اره  کسی ملتفت نمی شود  اون بزن رای میاری من یکی که رای میدم .

چهارم : اگر خدایش این را بتونی انجام بدی  رای میاوری . آقا روز بازی تراختور شیپور بگیر دستت   برو استادیوم فریاد بزن " رای ما آشی  اوجلسن تراختورن باشی"

اینها را بکار ببری برنده هستی والا با رویدن  عکس بالای درخت کسی بهت رای  نمی دهد ها با تو هستم ها  َََ





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 22:8 روز سه شنبه دوم اسفند 1390
دسته بندی :

لینک مطلب



مطالبه

گفتگوی مرحوم ناصر الدین شاه با فخر عالم طنازی ماغازا

ناصرالدین شاه :شنیده ایم که شما هم در جرکه مدیران در آمده اید؟ با این همه مطلب که بر علیه مدیران  نوشته اید خجالت نکشید،  شرم نکردید قبول مسئولیت کردید  . بدهیم از درخت گیلاس آویزانتان بکنندتا چشم هایتان را  گنجشکان در بیاورند.

ماغازا : حضرت والا خجالت برای چه  احساس  تکلیف  کردیم وارد گود شدیم  .یعنی حقیقتش برایمان تکلیف شد .

ناصرالدین شاه :  تکلیف شد !!!همه  همین را  می گویند  ما نمیدانیم  این تگلیف  کننده چه کسی است که تکلیف را از ما بر می دارد  اما بر شما  تکلیف می کند . نکند که تکلیف کننده خود شما باشید ؟ بهتر است بگوید توجیه قبولیت می کنیدنه احساس تکلیف

ماغازا : قبله عالم در مرقومه شریفه ننوشته بودید که برای سیم  و جیم حضور برسیم  مرقوم فرموده بودید  که مباحث فرهنگی و هنری و سیاسی مطرح خواهد شد  ولا  غیر به چه حقی دارید سیم وجیم می کنید و با آبروی یک مدیر بازی می کنید

ناصر الدین شاه : بله، بله ، ما  چه  حقی داریم؟  بدهیم   گوشت  را  آویزان کنند از همین  سه پایه فیلم برداری ،  یادتان رفته ما شاهیم ؟.

بی هیچ حق اعتراضی  سئوالات را پاسخ می دهید به سقف استادیو هم نگاه نمی کنید  حواستان باشد به اون مرد(اشاره به کارگردان ) هر کجا را  گفت آن جا را نگاه  کنید.  حالا برای ما بفرماید که  چرا برخی  رد صلاحیت  میشوند.

ماغازا : قبله عالم این  سئوال ایراد آئین نامه ای دارد  بفرماید  چرا  برخی  را رد  صلاحییت  می کنند .

ناصر الدین شاه : دارید  توهین می کنید  چه کسی رد صلاحیت کرده  یادتان نیست  در  آن برنامه وزین  اون آقا گفت برخی  احراز  نمی شوند  نگفت  رد صلاحیت  می شوند  این  دو با هم کلی فرق دارد نه اینکه رد بشوند تائید نمی شوند .  شما برای ما باید بگوید  که چرا تائید نمی شوند

ماغاز  : چشم  ازآن جهت که شما معین میکنید جواب میدهیم ، چرا برخی از آقایان احراز  نمی شوند  فدایت بشوم قبله عالم  اینکه  معلوم است  چون محرز نشده اند  حال برای  چه کسانی محرز نشده اند  این خود مورد بحث است . اصلا این بنده خدا ها  برای انهای که  باید محرز شوند محرز که نشدهاند و عددی نیستند بماند  به چشم آنها هم  نمی آیند  چه برسد به احراز  . اول باید  به چشم بیایی  معرف شوی بعد  محرز شوی که این میتواند  آن که ما میخواهیم باشد   ادمی که به چشم نیامده چگونه محرزمی  شود.برای به چشم آمدن هم پارتی و پول می خواهد که اینها ندارند . برخی هم از چشم افتاده اند به هر جهت یا به چشم نیامده اند و یا از چشم افتاده اند ملاحضه می فرمایدهر چه است  مربوط است به چشم  امان از چشم

ناصرالدین شاه :چرا دارید  اراجیف  می بافید ما گفتیم  برای ما فلسفه ببافید  یا سئوال جواب بدهید یک دفعه بگوید نمیدانم  خلاص چشم وابرو برای ما دلیل می اورید  

ماغازا : فدایت نمی دانم  اصلا  حوزه فرهنگ را چه ربطی به سیاست که از ما سئوال سیاسی می کنید

ناصرالدین شاه : یعنی شما می گوید فرهنگ ما سیاست  گذاری نشده است و نمی دانیم چکار می کنیم

ماغازا  : قربان شکل  امیریت بروم ما را درگیر این قضایا نکن این فرهنگ الان صاحب ندارد فردا بیافتد بمیرد هزار تا  صاحب پیدا می کند  . همین آقا ... تادیروز زنده بود کسی سراغش را نمی گرفت  حالا هر کس نعشش را به طرف خودش می کشد  و می گویند  این فرهنگی(مغفور خلد آشایان ) ساخته اداره ما بود و ما از  جوانی با ایشان آشنا بودیم . اما چرا حال می گویند میدانند که منسوبیت قبلی با ایشان   مطالبه فعلی  ندارد.

ناصرالدین شاه :ِیعنی میفرماید ما مرده پرستیم.اصلا شما چرا از سیاست به فرهنگ می پرید فرهنگ را با سیاست چه ارتباط

ماغازا :قربانت بروم همه چیزمان به فرهنگ ربط دارد مثال عینی  عرض کنم خدمتتان  . وقتی  بانکی به کسی  وام نمیدهند  کسی که نتوانسته  وام بگیرد آیا به اقتصاد  فحش میدهد  یا به فرهنگ رئیس بانک  وقتی راننده خلاف می کند می گویند قانون نداری یا  فرهنگ را زیر فحش می گیرند  وقتی سیاست مدار  بد عمل میکند   به سیاست فحش میدهند یا به فرهنگ قربانت از زایمان  گرفته تا نبش قبر به  فرهنگ مربوط میشود.حداقل آن قسمت فحش خورش

ناصرالدین شاه :ما هم همین نظر  را داریم   می خواستیم از زبان خودتان بشنویم که همه چیزمان به فرهنگ وابسته است . شما  که دارید  شماره  400 آذر پیام را  در میاورید چه گلی به سر این فرهنگ زده اید جز اینکه مسئولین خدوم را دل چرکین کرده اید و آزرده خاطر به جز شعار عمل هم کرده اید ؟؟.

ماغازا : اولا من که کاری نیستم  ما  عامل دست مدیر مسئول بودم و هستیم  از نظر حقوقی ایشان باید  جواب بدهند  در ثانی یعنی شما می فرماید ما در این 400 شماره آب در هاوان کوبیدیم و همش  عبس بودهو هیچ

ناصر الدین شاه : په نه په شما عامل رشد فرهنگ بودید!!!  شما  ها همان بهتر بروید گفتر بازی کنید وزیر گفتر تان  بنویسید ما همچنان به آینده شهرمان  امیدورایم  وا...که شما "سمیتانید "

گارکردان :عوامل مرسی ناصرالدین ممنون خوب حالش را گرفتی تو از رشیدی هم بهتری

سمیتان:چریش،چسب  دو قلو، نستوه، پر روَ

 

 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 12:43 روز سه شنبه هجدهم بهمن 1390
دسته بندی :

لینک مطلب



علت ها و خطا ها  درایران

قطعا مستحضر هستید که قانونی به نام  "علت و معلول"  وجود دارد که  بیان کننده این  نظریه فلسفی است که هر علتی معلولی دارد و هر معلول می تواند علتی داشته باشد  .در اقسا نقاط عالم علت و معلول های فراوانی وجود دارد که غیر قابل  شمارش می باشد . اما در وطن عزیز ما  تمام مسائل به چند علت  معدود و منحصر به فرد(مانند شرکت های انحصاری) ختم می شود. که از این حیث می توان نام  ایران را در کم علت ترین صفحه کتاب گینس  ثبت جهانی  کرد  .

به چند معلول تک علتی  که می تواند موید فرضیه بنده باشد توجه فرماید .

قیمت طلا در بازارتهران هم زمان باافزایش جهانی آن افزایش پیدا می کند مقام مسئول در پاسخ به سوال خبر نگارعامل  جهانی را علت افزایش  می داند .

قیمت طلا در بازارتهران هم زمان با   کاهش  جهانی قیمت طلا  افزایش !!!! پیدا می کند مقام مسئول در پاسخ به سوال خبر نگارعامل روانی را علت می داند .

 

قیمت ارز یک روزه پانصد تومان بالا می کشد جناب رئیس بانک ها علت را عامل روانی اعلام می کند! .

قیمت خودرو بالا می رود مدیر عامل، عامل روانی را علت  افزایش میداند!.

بابا یکدفعه بگوید ما دیوانه هستیم و خلاص.

با این وضع به نظر می رسد که بازار و اقتصاد ایران بیمار نیست و به بیمارستان  احتیاج ندارد بلکه مشکل روانی دارد و به تیمارستان نیاز دارد! .

و اما بعد در جاده ها تصادف افزایش پیدا می کند  علت اصلی و مهم خطای انسانی بیان می شود!.

هواپیما  سقوط می کند خطای انسانی  علت آن بیان می شود!.

قطار از ریل خارج می شود علت خطای لوکو موتیوران  و خطای انسانی بیان  می شود !

 واما بعد قبض آب  بیش از اندازه در قبض ثبت می شودآقای رئیس می فرماید اشتباه رایانه بوده است .  پرونده کم می شود تقصیر رایانه بوده است ! اسم علی محمد در کارت (نمیتونم اسم کارت  را بنویسم )نعمت نوشته می شود می گویند اشتباه  رایانه بوده است !.

به این ترتیب   اگر ما بتوانیم علت های انسانی و روانی و رایانه ای را از بین ببریم میرسیم به مدینه فاضله!!!!! 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 22:9 روز چهارشنبه چهاردهم دی 1390
دسته بندی :

لینک مطلب



علت ها و خطا ها  درایران

قطعا مستحضر هستید که قانونی به نام  "علت و معلول"  وجود دارد که  بیان کننده این  نظریه فلسفی است که هر علتی معلولی دارد و هر معلول می تواند علتی داشته باشد  .در اقسا نقاط عالم علت و معلول های فراوانی وجود دارد که غیر قابل  شمارش می باشد . اما در وطن عزیز ما  تمام مسائل به چند علت  معدود و منحصر به فرد(مانند شرکت های انحصاری) ختم می شود. که از این حیث می توان نام  ایران را در کم علت ترین صفحه کتاب گینس  ثبت جهانی  کرد  .

به چند معلول تک علتی  که می تواند موید فرضیه بنده باشد توجه فرماید .

قیمت طلا در بازارتهران هم زمان باافزایش جهانی آن افزایش پیدا می کند مقام مسئول در پاسخ به سوال خبر نگارعامل  جهانی را علت افزایش  می داند .

قیمت طلا در بازارتهران هم زمان با   کاهش  جهانی قیمت طلا  افزایش !!!! پیدا می کند مقام مسئول در پاسخ به سوال خبر نگارعامل روانی را علت می داند .

 

قیمت ارز یک روزه پانصد تومان بالا می کشد جناب رئیس بانک ها علت را عامل روانی اعلام می کند! .

قیمت خودرو بالا می رود مدیر عامل، عامل روانی را علت  افزایش میداند!.

بابا یکدفعه بگوید ما دیوانه هستیم و خلاص.

با این وضع به نظر می رسد که بازار و اقتصاد ایران بیمار نیست و به بیمارستان  احتیاج ندارد بلکه مشکل روانی دارد و به تیمارستان نیاز دارد! .

و اما بعد در جاده ها تصادف افزایش پیدا می کند  علت اصلی و مهم خطای انسانی بیان می شود!.

هواپیما  سقوط می کند خطای انسانی  علت آن بیان می شود!.

قطار از ریل خارج می شود علت خطای لوکو موتیوران  و خطای انسانی بیان  می شود !

 واما بعد قبض آب  بیش از اندازه در قبض ثبت می شودآقای رئیس می فرماید اشتباه رایانه بوده است .  پرونده کم می شود تقصیر رایانه بوده است ! اسم علی محمد در کارت (نمیتونم اسم کارت  را بنویسم )نعمت نوشته می شود می گویند اشتباه  رایانه بوده است !.

به این ترتیب   اگر ما بتوانیم علت های انسانی و روانی و رایانه ای را از بین ببریم میرسیم به مدینه فاضله!!!!! 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 22:4 روز چهارشنبه چهاردهم دی 1390
دسته بندی :

لینک مطلب



ماغازا  در کوزه

حکایت

روزی مردی بنام ماغازا در شهر تبریززندگی همی می کرد شرورانه  و در مطبوعات قلم  همی میزد به ناروا و برای مسئولین شهردرد سر همی می افزود و به انتقاد. اشک برخی را همی در میاورد به طنز  .

روزی در جلسه ای مسئولین شهر  همی چاره اندیشدند که با وی چه کنندتا زبان کوتاه کند  .یکی از آن میان بگفت که این شهروند است و بد و خوب آن پای رئیس بلدیه .و شهردار باید که شهر را از  شر وی همی کند کوتاه   .رئیس بلدیه در پاسخ وی همی گفت که این مورد به من بسپارید تا  او را چنان ادب کنم که نوشتن هیچ نام خود نیز از دیگران بپرسد همی . وچنان کاری کنم که همه ی مطبوعات به سیم جیم وی همت نهند  تمام قد .

روز دیگر رئیس بلدیه چنین حکم بنوشت.  برادر ارجمند با توجه به سابقه .... شما را به عنوان مدیر عامل سازمان فرهنگی وهنری  منصوب مینمایم همی  .

و این خبر چون به اهل مطبوعات استان رسید همه با هم فریاد بر آوردن که خیاط درون کوزه بیافتاد همی  .

از این حکایت  این برادشت همی نمایم که زبان سرخ سر سبز بر باد دهد  همی.

و حرف آخر  دیرینه یاران  ماغازا بدورد تا لختی دیگر  





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 22:5 روز دوشنبه بیست و یکم آذر 1390
دسته بندی :

لینک مطلب



نمادهای از کربلا  در دفاع مقدس

وقتی به مادرش گفت می خواهم به  جبهه بروم.مادرش جواب" نه" داد و گفت من که راضی نیستم . این همه جوان آنها بروند تو چرا .

خندید! به مادرش گفت   تو مگر آرزویت نبود که من فدائی علی اکبر حسین باشم .  مگر نمی گفتی  که ای  کاش در کربلا  بودیم حال که این موقعیت پیش آمده پا  عقب می کشی  نکند....  .بقیه حرفش را به  احترام مادر  را خورد و چیزی نگفت

مادر بر گشت به سوی کربلا نگریست .  چشم هایش پر از اشک شد . گوی که صدای شنید . "کسی است که مرا یاوری کند ".اشک جاری شد .بر گشت و به فرزند خود گفت می روم که ساکت را  ببندم .

اینکه کربلای ایران با کربلای حسین (ع) رابطه نا کسستنی دارد در آن هیچ شکی  نیست . کربلای  ایران  یک نماد  کوچک از کربلای حسین  (ع) بود . نشانه ها و مظاهر  آن  همان نمادهای   کربلا ست نشان همان علم  عباس است  .

تعداد کثیر دشمن به جهت ادوات و تجهیزات وحتی در برخی از موارد نفرات  یکی از نشانه هاست . تانکهای که  از روی جنازه فرماندهان  و نیروها عبور می کردند یاد  آور  نعل سنگین اسب های جاهلت بر روی  نعش مطهر امام  رحمت است .  تیرهای  که به ناحق در  طول  عبور از مسیر  تاریخ  از تیر سه شعبه حرمله  تبدیل به موشک های دور برد  شده بود  و گلوی نوزدان ایرانی را  در  دور ترین  نقطه از جنک به بهانه عطش  نشانه می رفتتند . همان داغ رباب  است برسینه مادر ایرانی

راز قمقمه ی پر از  آب بر بالای سر شهیدان که از عطش به شهادت رسیده ند راز شرمندگی  آب فرات  است در مقابل قمر منیر بنی  هاشم بزرک مرد  وفا  حضرت ابوالفظل .

دور چون بر آل پیغمبر رسید

اولین جام بلا اکبر چشید

اکبر آن آئینه رخسار جد

هیجده ساله جوان سرو قد

در مناى طف ذبیح بى بدا

ذبح اسمعیل را کبش فدا

برده در حسن از مه کنعان گرو

قصه هابیل و یحیى کرده نو

دید چون خصمان گروه ‏اندر گروه

مانده بى یاور شه حیدر شکوه

با ادب بوسید پاى شاه را

روشنائى بخش مهر و ماه را

 

و چون حسین علیه السلام  اکبر را  روانه میدان  کرد .

شاه دستار نبى بستش به سر

ساز و برگ جنگ پوشاندش به بر

کرد دستارش دو شقه از دو سو

بوسه‏ها دادش چو قربانى بر او

گفت بشتاب اى ذبیح کوى عشق

تا خورى آب حیات از جوى عشق‏

اى سیم قربانى آل خلیل

از نژاد مصطفى اول قتیل

حکم یزدان آن دو را زنده خواست

کاین قبا آید به بالاى تو راست‏

زان که بهر این شرف فرد مجید

غیر آل مصطفى در خور ندید

رو به خیمه خواهران بدرود کن

مادر از دیدار خود خوشنود کن‏

 

 

 

و چه پدارانی که در  دسته با فرزندان خویش  هم رزم بودندو  حسین کونه فرزند به  میدان  قتلگاه روانه ساختند  با  این فرق که  حسین  آن لحظه بی  کس  بود اما  این  پدر  حسین (ع)را  به همراه  خود  داشت .

و نامه ای از فرزند برای مادر و خواهر ان و برادران در دستان پدر بود  و دود خمپاره و دیگر هیچ  .

و چون ترکش خورد سعی کرد روی پاهایش بایستاد .چهره مادر را به خاطر  آورد . چهره مادر را در هر  ظهر عاشورا که چون میشنید نوحه سرا از زبان سجاد به زیب  خواند  "سولئدی الدور دلر بسم لله " مادر به سوی کربلا  بر می گشت

او نیز  رو کرد به سوی حرم آقا و دیگر طاقت نیاورد  . کوی که کسی در  افتادن او را در آغوش کشید . لبخندی زد و سلام کرد . السلام علیک یا ابا عبدالله

پی نوشت :اشعار نیر تبریزی

 

 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 11:23 روز چهارشنبه نهم آذر 1390
دسته بندی :

لینک مطلب



ولیمهٔ حاجی با ویدئو کنفرانس

ولیمهٔ حاجی با ویدئو کنفرانس

همین پارسال بود که تاخیر‌های دو، سه ساعتی هواپیمائی سعودی مسئولین امر را به این فکر واداشت که یک درس حسابی به هواپیمائی سعودی بدهند و پروازهای حجاج خودمان را خودمان انجام بدهیم. اصلا این سعودی‌ها بلد نیستند تاخیر بیاندازند پرواز هواپیما‌ها را دو سه ساعت هم شد تاخیر!!! این مدت تاخیر را که ما در‌‌ همان پروازهای داخلی خودمان هر روز داریم. 

القصه سکان را دست خود گرفتیم و معنی تاخیر را به عربستانی‌ها نا‌تاخیر‌دان فهماندیم. 

 دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۰ با سی ساعت تاخیر از مدینه منوره در فرودگاه مهر آباد تهران به زمین نشست. 

دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۲ از شهر مدینه به مقصد فرودگاه بین اللملی تبریز تنها با بیست و سه ساعت تاخیر انجام خواهد گرفت. 

بیچاره حاجی که نمی‌دانست روی خیلی از چیز‌ها نباید حساب باز کند از زرنگی، از یک سال پیش تقویم و نقشه و جدول مدت زمان پرواز‌ها را گذاشته بود جلوش و حساب کرده بود که چه روزی می‌رود و چه ساعتی برمیگردد!!! لذا حسنی را فرستاد بود سراغ بهترین سالن شهر که برای حاجی سالن را با تمام محتوی موجود اهم از زنده مانند ادمیزاده و غیر زنده میز و غذا رزور کند تا امروز را که آمد یک روز استراحت کوتاه بکند و تا معنویات سفر حج از بین نرفته و به قول ما «اوزن کناه توزی قنمامش) خالیق را به حضور بپذیرد برای اخذ تبریکات صمیمانه به جهت سر بلند آمدن از این سفر معنوی 

اما غافل از اینکه همه چیزکه دست آدم نیست. توی مملکت ما معمولا وقتی آدمی روی یک چیزی حساب باز می‌کند مطمئنا یک جور دیگر از آب در می‌اید. مثلا ما روی دوستی‌ها یمان حساب باز می‌کنیم اما اگر صد تومان از دوستمان توانستیم قرض بگیریم مردیم. 

بگذریم صاحب رستوران هم که آدم دنیا دیده‌ای بوده است‌‌ همان اول شرط کرده که سالن اجاره داده شده به هیچ وجه پس گرفته نمی‌شود و کل مبلغ چند میلیون تومان هم قبلا اخذ شده است. 

حالا بیا و درستش کن حاجی چهل ساعتی تاخیر دارد و این یعنی بر باد رفتن هزینه مهمانی و ولیمه. لغو هم که نمی‌توان کرد چون تمام پول را قبلا گرفته‌اند. چاره کار تنها روش ولیمه غیابی است. عین ازدواج غیابی 

عکس بزرگ حاجی روی میز تزئین شده قرار می‌گیرد و حضار نیابتا به جای صورت ماه حاجی از روی عکس ماهش می‌بوسند و اینجا یک مشکل دیگر هم حل می‌شود که افراد نامحرم که دوست دارند از این سفر معنوی بهره‌ای ببرند می‌تونند عکس حاجی را ببوسند. هنگام میل غذا توسط مهمانان ناگهان بلند گوی سالن تپ تپی می‌کند و فرزند حاجی از حضار می‌خواهد که به پیام حاجی که به صورت موبایل کنفرانس از فرودگاه مدینه پخش می‌شود گوش فرا دهند. 

حاج: سلام علیکم بما صبرتم از تاخیری که به وجود آمده ازدوستان عذر می‌خواهم واخر این انصاف نیست شما آنجا بخورید من این اینجا وحاجی شروع می‌کند به گریه کردن 

زن حاجی بالای سر حاجی است و او را از خواب بیدار می‌کند و می‌گوید بلند شو مرد چرا گریه می‌کنی الان است که مهمانان برسند.سال بود که تاخیر‌های دو، سه ساعتی هواپیمائی سعودی مسئولین امر را به این فکر واداشت که یک درس حسابی به هواپیمائی سعودی بدهند و پروازهای حجاج خودمان را خودمان انجام بدهیم. اصلا این سعودی‌ها بلد نیستند تاخیر بیاندازند پرواز هواپیما‌ها را دو سه ساعت هم شد تاخیر!!! این مدت تاخیر را که ما در‌‌ همان پروازهای داخلی خودمان هر روز داریم. 

القصه سکان را دست خود گرفتیم و معنی تاخیر را به عربستانی‌ها نا‌تاخیر‌دان فهماندیم. 

 دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۰ با سی ساعت تاخیر از مدینه منوره در فرودگاه مهر آباد تهران به زمین نشست. 

دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۲ از شهر مدینه به مقصد فرودگاه بین اللملی تبریز تنها با بیست و سه ساعت تاخیر انجام خواهد گرفت. 

بیچاره حاجی که نمی‌دانست روی خیلی از چیز‌ها نباید حساب باز کند از زرنگی، از یک سال پیش تقویم و نقشه و جدول مدت زمان پرواز‌ها را گذاشته بود جلوش و حساب کرده بود که چه روزی می‌رود و چه ساعتی برمیگردد!!! لذا حسنی را فرستاد بود سراغ بهترین سالن شهر که برای حاجی سالن را با تمام محتوی موجود اهم از زنده مانند ادمیزاده و غیر زنده میز و غذا رزور کند تا امروز را که آمد یک روز استراحت کوتاه بکند و تا معنویات سفر حج از بین نرفته و به قول ما «اوزن کناه توزی قنمامش) خالیق را به حضور بپذیرد برای اخذ تبریکات صمیمانه به جهت سر بلند آمدن از این سفر معنوی 

اما غافل از اینکه همه چیزکه دست آدم نیست. توی مملکت ما معمولا وقتی آدمی روی یک چیزی حساب باز می‌کند مطمئنا یک جور دیگر از آب در می‌اید. مثلا ما روی دوستی‌ها یمان حساب باز می‌کنیم اما اگر صد تومان از دوستمان توانستیم قرض بگیریم مردیم. 

بگذریم صاحب رستوران هم که آدم دنیا دیده‌ای بوده است‌‌ همان اول شرط کرده که سالن اجاره داده شده به هیچ وجه پس گرفته نمی‌شود و کل مبلغ چند میلیون تومان هم قبلا اخذ شده است. 

حالا بیا و درستش کن حاجی چهل ساعتی تاخیر دارد و این یعنی بر باد رفتن هزینه مهمانی و ولیمه. لغو هم که نمی‌توان کرد چون تمام پول را قبلا گرفته‌اند. چاره کار تنها روش ولیمه غیابی است. عین ازدواج غیابی 

عکس بزرگ حاجی روی میز تزئین شده قرار می‌گیرد و حضار نیابتا به جای صورت ماه حاجی از روی عکس ماهش می‌بوسند و اینجا یک مشکل دیگر هم حل می‌شود که افراد نامحرم که دوست دارند از این سفر معنوی بهره‌ای ببرند می‌تونند عکس حاجی را ببوسند. هنگام میل غذا توسط مهمانان ناگهان بلند گوی سالن تپ تپی می‌کند و فرزند حاجی از حضار می‌خواهد که به پیام حاجی که به صورت موبایل کنفرانس از فرودگاه مدینه پخش می‌شود گوش فرا دهند. 

حاج: سلام علیکم بما صبرتم از تاخیری که به وجود آمده ازدوستان عذر می‌خواهم .آخر این انصاف نیست شما آنجا کباب برک بخورید من این اینجا ساندویچ مرغ سرد  وحاجی شروع می‌کند به گریه کردن 

زن حاجی بالای سر حاجی است و او را از خواب بیدار می‌کند و می‌گوید بلند شو مرد چرا گریه می‌کنی الان است که مهمانان برسند.





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 11:12 روز دوشنبه سی ام آبان 1390
دسته بندی :

لینک مطلب